آنچه گذشت:
- ۵ دی ۱۳۸۸
- دستهبندی نشده
- Del.icio.us
مدتی است که نظم زندگی ام تغییر کرده، کمتر مجازیم و بیشتر در دنیای حقیقی ام. زندگی میکنم، کتاب میخونم و فیلم میبینم و اینهمه باعث شد که شدیدا از وبلاگ و دوستان وبلاگی دور شوم. مدتی بود که میخواستم دوباره بنویسم و هربار نمیشد تا اینکه کامنتهای ورتیگونه عزیز دوباره یادم انداخت که چقدر وابسته و دلتنگ این فضا هستم.
و اما زندگی من در این چند وقته،
در باب کتاب:
عاشق محمد آصف سلطان زاده شده ام. کتابهای “نوروز فقط در کابل زیباست” و “در گریز گم میشویم” این نویسنده افغان را خوانده ام. این دو کتاب، که اولی را خیلی بیشتر دوست داشتم، مجموعه داستانهای کوتاهی است که راجع به جنگ در افغانستان و آثار آن روی زندگی مردم افغان است. کتاب به زبان فارسی افغانی نوشته شده و نثر بسیار قوی و قشنگی دارد و بخاطر افغان بودنش گزینش جالبی از فعلها و اصطلاحات فارسی دارد که در فارسی ایرانی دیگر استفاده نمیشوند. علاوه بر این داستانها از دید شخصیتهای مختلف درگیر جنگ در افغانستان نوشته شده و به خوبی اثر فقر و جنگ را نشان میدهد.
داستانهای دیگری که خواندم و دوست داشتم “عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک” اثر حسین مرتضاییان آبکنار است که نگاه متفاوت یک رزمنده به جنگ ایران و عراق را نشان میدهد.
کتاب “مادمازل کتی” اثر میترا الیاتی مجموعه داستان کوتاه است. نثر کتاب و قدرت فضا سازی نویسنده بسیار خوب است.
کتاب “مفید آقا” داستان جالب دیگری است که مرتضا کربلایی لو نوشته است.
مدتی بود که نئولیبرالیسم را به عنوان یک فحش در بحثهای وبلاگی میشنیدم و هیج ایده ای نداشتم که این فحش یعنی چی. کتاب “استعمار پسامدرن” مجموعه مقالاتی است که احمد سیف جمع آوری و ترجمه کرده است و اثر سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در اقتصاد کشورهای درحال توسعه را نشان میدهد. کتاب بسیار خوبی است و تاثیر سیاسی و اقتصادی سیاست نئولیبرالیسم را در کشورهای مختلف نشان میدهد. کتاب خوب دیگری که در همین زمینه میتوان خواند A brief history of neoliberalism است که David Harvey نوشته است.
در باب فیلم،
Funny Games اثر Michael Haneke: اولین فیلمی که دیدم با بیننده برخورد مستقیم دارد و به بیننده نشان میدهد که سرکارش گذاشته. ایده های فیلم در عصبی کردن بیننده ناب و عجیبند. احساس میکردم توسط کارگردان مسخره میشوم و آنقدر این موضوع عصبانیم کرد که چند بار خواستم ادامه ندهم و فیلم را قطع کنم.
Death and Maiden اثر Roman Polanski:فیلم راجع به زنی (پولینا) است که شکنجه گر قدیمی خود را از روی صدایش پیدا میکند و میخواهد با شکنجه از او اعتراف بگیرد که در گذشته چه کرده است. بازی پولینا بینظیر است و تو دائما در این فکری که تا کجا میشود شکنجه را ادامه داد.
Land and Freedom اثر Ken Loach: راجع به یک گروه مبارز چریک است که برعلیه فرانکو مبارزه میکنند.
طلای سرخ جعفر پناهی از نظر جزییات داستانی و فیلمبرداری بینظیر است.
تهران دیگر انار ندارد اثر مسعود بخشی: طنز قوی ای دارد و بسیار خوب موضوعات مختلف را به یکدیگر مربوط میکند. گزیده فیلمهایی که از تهران قدیم نشان میدهد هم همخوانی خوبی با داستان دارد و کل فیلم را جذابتر میکند.
درباره الی اثر اصغر فرهادی هم از نظر نشان دادن تغییرات آدمها در مواجهه با مشکلات جالب است.
در باب موسیقی:
در حال حاضر عاشق باب دیلن هستم. جدای موسیقی خوب، شعرهایی که میخواند به تنهایی فوق العاده اند.


سلام آزاده جان، به به چه زندگی ِ خوبی، کتاب و فیلم و موسیقی
فقط در مورد «طلای سرخ» بگم که این فیلم در واقع یک برداشت یا بهتره بگم بازسازی بومیشده از «راننده تاکسی» مارتین اسکورسیزی هستش. رزمندهای که از جنگ برگشته و دچار مشکلات روانی هستش، شبها نمیتونه بخوابه و به همین دلیل هر شب نظارهگر دنیایی هستش که مثل کابوس براش میمونه. آخرش فرو میپاشه و اسلحه دستش میگیره و به خیال خودش به جنگ میره، تفاوت اینجاست که در انتهای اون فیلم تراویس بیکل رستگار میشه ولی اینجا رستگاریای برای حسینآقا در کار نیست. تراویس بیکل دستش رو به صورت اسلحه درمیاره و نمادین به سمت شقیقهاش شلیک میکنه، حسینآقا با گلوله و اسلحه واقعی اینکارو میکنه.
راستش از اینکه فیلمسازهامون از ایدههای دیگران استفاده میکنن و هیچجا اشارهای هم بهش نمیکنن شاکیام.
آرزوی بهترینها
[پاسخ]
ممنون ورتیگونه عزیز از اطلاعاتت. حتما فیلم راننده تاکسی رو خواهم دید.
شاد باشی
[پاسخ]
تو دیگه از دست رفتی و به نظر میاد جای هیج امیدی هم نیست!
D:
[پاسخ]
آزاده Reply:
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۵ ب.ظ
در ناامیدی بسی امید است.
[پاسخ]
ممننون از اطلاعاتت به من هم سری بزن
[پاسخ]