دادگاه که نه، بیدادگاه

سعید شریعتی را از مدتها قبل میشناسم، بعنوان شاعری با گنجینه لغات فوق العاده قوی، سخنور و بسیار حاضرجواب.

اولین بار که شعرهای چاپ شده سعید (کتاب آسمان سرخ) را میخواندم، معنی بسیاری از کلمات را نمیفهمیدم و باید به کمک یک دائرة المعارف شعر را معنی میکردم تا بعدا تصاویر را بفهمم.

من نمیدانم چطور ممکن است سعید شریعتی حاضرجوابی که من میشناختم، در معرفی خود اینقدر مشکل داشته باشد و نتواند بدون مکث و تپق زدن صحبت کند یا کلمات درست را پیدا نکند (دقیقه ۳:۲۰ فیلم اعترافات). اما میدانم عکس دندانهای شکسته سعید، قسمت بسیار ناچیز حقیقت تلخی است که سعی شد نشان داده نشود.

۶ Responses to “دادگاه که نه، بیدادگاه”

  1. دلم از این خرابیها بُـوَد خوش، زانکه می‌دانم

    خرابی چون که از حد بگذرد، آباد می‌گردد

    ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش

    علمدار و عَـلَم، چون کاوة حداد می‌گردد

    به ویرانیِ این اوضاع، هستم مطمئن، زانرو

    که بنیان جفا و جور، بی بنیاد می‌گردد

    [پاسخ]

  2. بنده خدا را چکارش کردند، که اصرار داره زود اعتراف کنه و راحت بشود :((

    [پاسخ]

    آزاده Reply:

    سوال خوبیه :(

    [پاسخ]

  3. film jalebi bood avalin nokteh in ke man va aghaye saeed shariyati mavarede moshtarek darim man leila motavalede 1351 ba shomareh shenasnameye 9112 va eshoon motavalede 1351 ba shomare shenasnameye 9121.agar deghat konid yeki az afrade koodetachi dare yek filmbardar ra az bidadgah biroon mikonad.morede badi ine ke hich motahami ra nadidam joze ba tahdid va shekanje intoi eterafnameh bekhoone ina ya khodeshoon kheily bishoorand ya daran be shoore ma tohin mikonan
    binanande bayad aghl bashe

    [پاسخ]

  4. دقیقا

    [پاسخ]

  5. سلام..دوست داشتی بیا پیش من

    [پاسخ]

پاسخی بنویسید