غروب
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸
- عکاسی, وینیپگ
- Del.icio.us
مدتهاست که منتظر بودم که هوا بهتر بشه و من بتونم از غروب عکس بگیرم. با دو دوست عزیز برای عکاسی به منطقه فرانسوی نشین وینیپگ رفتیم. کمی در کلیسای St Boniface دعای روز شنبه گوش کردیم، آخر مراسم هم با سرعت در رفتیم چون پدر روحانی با همه فرانسوی حال و احوال میکرد، ما هم که انگلیسیشو به زور میفهمیم چه برسه به فرانسه.
کمی از محوطه کلیسا و پل معروف وینیپگ عکس گرفتم. احتمالا باز هم برای عکاسی اونجا خواهم رفت، منطقه قشنگیه.


عکسات فوق العاده شدن آزاده جان- حسابی خوش بگذره
[پاسخ]
سلام ، عکسهاتون زیباست . از اینها مخصوصا ردیف سنگ های یادبود رو دوست دارم که یکیش.ن نظمو بهم زده …به احتمال در زمان حیات هم شیطون بوده و متفاوت .
[پاسخ]
سلام قراره خانواده برادرم بیان وینیپگ برای زندگی. خوشحالم که با تو آشنا شدم شاید بعد از این مشتری دائم دستنوشته هات باشم
راستی اون عکسی که سنگ قبری رو نشون میداد که کسی داره براش گریه میکنه بی نظیره دختر!! کاش بشه یکیش رو درست کرد برای روز مبادا!…
[پاسخ]
سلام آزاده جان
عکسهای زیبایی بود خوشم اومد
من فیلمساز هستم و تا یه ماه دیگه میام وینپگ
آب و هوا اونجا ال ان چطوره ؟
ممنون می شم راهنماییم کنی
به امید دیدار مهربون
[پاسخ]